تبليغاتX
هی فلانی زندگی شاید همین باشد!
اگر زندگی مرگ است و مرگ زندگی پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگی!!

روزگار غریبیست نازنین

دهانت را می بویند که مبادا گفته باشی دوستت می دارم

دلت را می بویند !

روزگار غریبیست نازنین

و عشق را کنار تيرک راه بند تازيانه مي زنند

عشق را در پستوي خانه نهان بايد کرد

درين بن بست کج پيچ سرما،

آتش را به سوختبار سرود و شعر،

فروزان مي دارند

به انديشيدن خطر مکن،

روزگار غريبيست نازنين

آنکه بر در مي کوبد شبا هنگام،به کشتن چراغ آمده است

نور را در پستوي خانه نهان بايد کرد

آنک قصابانند بر گذرگاه ها مستقر،

با کنده و ساتوري خون آلود

روزگار غريبيست نازنين

و تبسم را بر لبها جراحي مي کنند،

و ترانه را بر دهان،

شوق را در پستوي خانه نهان بايد کرد

کباب قناري بر آتش سوسن و ياس،

ابليس پيروز مست،

سور عزاي ما را بر سفره نشسته است،

خدا را در پستوي خانه نهان بايد کرد

<استاد شاملو>

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 0:53 AM  توسط nastaran |